شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )
معرفى كتاب 60
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )
او تأليف كرد اهل همين قصبه بوده است ( مقدّمهء صحاح ، تأليف احمد عبد الغفور عطّار ، ص 109 ) ؛ رخ را عامّه ريخ مىگفتهاند ، و كركن يا كذكن ( كدكن ) بقول دولتشاه مولد شيخ عطّار و از نواحى زاوه بوده است ( تذكرة الشّعراء ص 187 و 192 ) . در فرهنگ جغرافيائى ايران رخ نيشابور مذكور نيست امّا دهى بنام رخ در دهستان عربخانه ، بخش شوسف شهرستان بيرجند ، بفاصلهء 91 كيلومتر در شمال غربى شوسف موجود است ( ج 9 ص 187 ) . و بدين حساب نزديك زيدر از همان دهستان مىشود كه در صد و پنج كيلومترى شمال غربى شوسف واقع است . و امّا كدكن نيشابور امروزه جزء تربت حيدريّه است و به طول 50 / 58 و عرض 35 / 35 در فرهنگ آباديهاى ايران مذكور است . در جهانگشاى جوينى ( ج 1 : 219 ) كوكروخ آمده است كه در نسخهء خ كركن رخ نوشته بوده است . دوستان مىگويند كدكن جزء بلوكرخ امروز موجود است . 8 منشأ خرابيها صفت بارز تاريخ اين دوره ، از حدود 580 به بعد ، كه از مطالعهء اين سيره و ساير كتب تاريخى مربوط به آن جلوهگر مىگردد غارت و تخريب و كشتار است ، كشتارهاى به انبوه ، آن هم نه تنها بدست تاتار و مغل ، بدست خوارزميان و لشكريان ايشان از كافر و مسلمان نيز ! وصّاف بعد از انكه ايلغار تاتار را بشهرهاى جند و خجند و فناكت و سمرقند و خوارزم و نخشب و ترمد بإجمال وصف مىكند ( 564 تا 568 ) بدين چهار فعل ختم مىكند : كشتند و بردند و كندند و سوختند . امّا اين رنجها را تنها از مغول و تتر نكشيديم ، از پيش از هجوم ايشان غوريان و خوارزميان و حتّى بعضى از خود ايرانيان تركتازى و قتل و خرابى رساندن را شروع